مدتها پیش به خودم قول دادم دیگه هیچ وقت تلوزیون ایران رو نگاه نکنم چون جز چند برنامه خاص که خیلی کوتاهند و معمولا نیمه شب پخش میشن برنامه درست و حسابی توی تلوزیون وجود نداره. این اواخر اسم یک کارگردان مطرح ایرانی یعنی فریدون جیرانی باعث شد دوباره بیام سراغ تلوزیون برای دیدن اولین سریال این کارگردان یعنی مرگ تدریجی یک رویا ولی چنان از دیدن این سریال زده شدم که حد نداشت. من نمیدونم چرا کسی مثل فریدون جیرانی حاضر شده همچین سریال مزخرفی رو بسازه؟ واقعا دلم میخواد دلیل این کارو بدونم.
این سریال پر از توهینه. توهین نسبت به زن ایرانی. زنان این سریال مثل مارال و ساناز که نماینده قشر تحصیل کرده جامعه اند لاوبالی گری رو به بالاترین حد خودش رسوندن و به هیچ قید و بندی پابند نیستن در عوض خواهران حامد خانم هایی خونه دار و مومن و متعهد و پاک و آفتاب ندیده اند که همه دنیا ازشون راضی اند و مثل کلیدی که درو باز میکنه مشکلات همه رو حل میکنن.
همه خانم های ولگرد و علاف این سریال مانتویی اند در حالی که خواهران حامد و منشی اش و منتقدین کتاب مارال همه چادری و محجبه اند و همون قصه قدیمی در تلوزیون ایران که همه آدم های خوب چادری اند . . .
مارال که مثلا یک زن جدید و امروزیه که با رمان خودش دنیا رو تکون داده و جایزه فرنگ زده ها رو برده و جامعه نسوان ایران رو به چالش کشیده یک زن بی دست و پا و احمق بیشتر نیست که رفتار مثلا خون سردانه اش و پر از درماندگی اش حال آدم رو به هم میزنه. بازیگرش (سامیه لک) هم کوچکترین حرکتی در جهت باورپذیریش ارائه نمیده و فقط با اون نگاه های مسخرهاش زندگیشو میسپره دست چند تا احمق دیگه که براش تعیین تکلیف کنن. نمیدونم این آدم با این همه درماندگی که تکلیفش با خودشم روشن نیست چطور میتونه یک رمان به این مهمی نوشته باشه؟!
زن های مدرن این سریال همه بی قیدند و بد و خرابکار ولی خانواده حامد انقدر پاکند و خوب و مهربون که شاید در قسمت های آینده بهشون وحی هم بشه که هستی کجاست!
مسئله اصلی که سریال روش متمرکز شده یعنی زن سنتی و زن مدرن رو هیچ کس نمیتونه در ایران درست تعریف کنه چون جامعه ما در موارد بسیار مهمتری مثل فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست هنوز درگیره این مفهومه و هیچ کدوم از روشنفکرای ما نمیتونن مرزش رو تعیین کنند ولی هزاران زن در جامعه ما هستند که دارند در همین مرز زندگی میکنند و هیچ مشکلی هم ندارن و یا مشکلشون به حادی مارال نیست. . .
این دیالوگ ساناز همیشه روی پیش پرده های سریال پخش میشه که میگه اونهایی که خارجن بخاطر همین طرز فکر اونجا دوام آوردن که بی انصافیه محضه. همه اونهایی که خارجن وطن فروش نیستن، خائن نیستن، غرب زده و از خود بیگانه نیستن آقای جیرانی
در آخر نباید از بازی چشمگیر ستاره اسکندری تعریف نکنم که خیلی زیبا ست ولی در نهایت بد ذاتی غلو شده نقش ساناز هم به دل نمیشینه ولی به هرحال اون یک زن امروزیه و در این سریال میبایست بد نشون داده میشده .
من واقعا برای فریدون جیرانی متاسفم حتی اگر دستش هم در ساخت یک سریال رئالیسم به علت سیاست های خاص تلوزیون بسته بود بهتر بود که این سریال رو نسازه تا اینکه بخواد به همین را حتی قشر بزرگی از جامعه ایران رو به تمسخر بگیره . . .
دروغ بسه آقای جیرانی . حقیقتی رو که بهش باور دارید بگید . . .